تبليغاتX
:.سيب سبز.:
بدون شرح!
یکشنبه 21 اسفند1384

» نوشته شده در ساعت 20:35 توسط سیب سبز
» لینک |


کی میگه؟
یکشنبه 14 اسفند1384

بازم هواي سبزه كاشتن زده به سرم...هنوزم برام اومد داره...با يه نيت خوب...

بيد مجنون برگ زده...پس مجنون هنوز نمرده...پس ميتونه هنوز يه مجنون وجود داشته باشه...تو دنيايي كه.......

اگر هنوز ميتونم سبزه بكارم و بهش اعتقاد داشته باشم و مجنون هم هنوز زنده اس پس من هم هنوز ميتونم عاشق باشم...

 

پ . ن

كي ميگه عشق يه چيزي تو مايه هاي كشك و دوغه؟همينجا اعلام ميكنم كه توي روح جميع امواتش خنديده.....!!!!!!!

» نوشته شده در ساعت 22:26 توسط سیب سبز
» لینک |


the only reason is you
شنبه 6 اسفند1384

 

 

متن پايين در اثر يه جوگيري! نوشته شد!!!...يه اتفاق خيلي بد كه واسه يكي از برادرهاي ديني ام !!افتاده...  (دليلي ديگه واسه اثبات بي معرفتي جمعيت نسوان!!!)                                                                 

 

 

برام شكنجه اي شده كه حتي توي خواب هم ولم نميكنه...

نا اميدي تموم وجودمو مثه خوره ميخوره...

بايد سعي كنم تموم لحظات رو به خاطر بسپرم...

تموم  خاطرات...

تموم حرفها،حديثها...

تموم بوسه ها...

حتي گرماي تنش...

تكيه كلامهاش...

بدو بيراهاش...

بوي عطرش...

دست فرمونش...

خنده هاش...

گريه هاش...

عشقش...

تموم خيابوناي شهر پر از خاطرات با اون بودنه...

يه بعد از ظهر جمعه پر از اشك وآه ... پر از قرصهاي آرامبخش...

ديدي بلاخره سر منم اومد...

چوب خداست...

لعنت به اين زندگي...لعنت...يه قلب شكسته...

پشيموني... 

 

 

 

 

» نوشته شده در ساعت 23:53 توسط سیب سبز
» لینک |